درباره وبلاگ مقدمتون ستاره بارون ... آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
نويسندگان ترنم بارون فال حافظ زدنت از پی دل تنگی کیست ؟ من که هر لحظه به یاد تو و دلتنگ توام ... من از تمام آسمان یک باران را میخواهم... و از تمام زمین..یک خیابان را... و از تمام تو..یک دست... که قفل شود در دست من...
قشنگترین لحظه های زندگی :عاشق شدن
برای تو بهترینم آرزوی بهترین لحظه ها را دارم... سلاااااااااااااااااام خوجلا..حالتون خوووووووووفه؟؟؟؟؟چطول مطولید؟؟؟؟؟؟؟؟ خوابم نمیبله حالا من چی کال کنم؟؟؟ همه خوابن به جز من..حوصله ام سل لفته..انقد به دل و دیبال اتاخم چش دوختم خسته شدم.. یه فکلی به ذهنم لسید.. خب دیگه میخوایم شلوع کنیم..آماده یه..دو..سه..
خب دیده باید بلم واستون یه عالمه خولاکی بیالم..تو لو خدا تعالف نکنین..مهمونی خودتونه.. بفلمایین..بفلمایین.. شلوخ نتونین..به همتون میلسه.. خب دیده بلیم سلاغه نی نای نای...حالا یه.. دو.. سه..آهای دخمل خانوم
این جلویی ها لو نگا..چه قلی میلیذن..ای بلاها.. خب دیده خیلی ممنون قدم لو تخم چشممون دوذاشتین.. حالا بیا باهم جالو کنیم تمیز کنیم..کجا در میلی.. خب دیده ممنونم کمکم کلدین..کالی ندالین؟؟؟؟خب به سلامت بلین..خداهم یالتون همیشه هملاهتون.. شب بخیر خوجلا تشنگی بهانه بود... آب را با لیوان تو میخواستم...... دممممممممممش گرمممممممم!!! باران را میگویم.... به شانه ام زد و گفت: خسته شدی؟؟؟ امروز را تو استراحت کن...... من به جایت میبارم....! هوای دلم بارونیه......... خداحافظ همین حالا..همین حالا که من تنهام.. خداحافظ کمی غمگین به یاد اون همه تردید..به یاد آسمونی که منو از چشم تو میدید.. اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده است..نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده است.. خداحافظ واسه اینکه نبندیم دل به رویاها..بدونیم بی تو و با تو همین جسم این دنیا.. خداحافظ..خداحافظ..همین حالا خداحافظ.... میروم دیگر شما یادم کنید/من که رفتم این غزل ها را شما دفتر کنید... میروم تا دل نبندم دل به خوبی هایتان/باز هم دل بستم و زخمی شدم باور کنید... بزرگترین درد دنیا اینه که... بدونی پناه لحظه هات...پناه دیگری دارد.... گفتی شتاب رفتن من از برای توست... آهسته تر برو که دلم زیر پای توست.... به دریا بزن قایقت میشوم/حقیرم ولی لایقت میشوم.. من عاشق شدن را بلد نیستم/تو یادم بده عاشقت میشوم.. بی قرار از توام و در دل تنگم گله هاست/آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست.. مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب/در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست.. غریب است دوست داشتن... وعجیب تر از آن است دوست داشته شدن... وقتی میدانیم کسی با جان و مال دوستمان دارد... و نفس ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده... به بازیش میگیریم..هر چه او عاشق تر/ما سرخوشتر... هرچه او دل نازکتر/ما بی رحم تر... تقصیر از ما نیست/تمامی قصه های عاشقانه/اینگونه به گوش ما خوانده شده اند بهانه های دنیا تو را از یادم نخواهند برد... من تو را در قلبم دارم... نه در دنیا...
هرگاه در وادی زندگی از غروب غم های بی عاطفه خسته شدی.. بياد من باش که دلم به ياد توست.... دلم تنگ است/دلم تنگ است/دلم اندازه ی حجم قفس تنگ است.. سکوت از کوچه لبريز است/صدايم خيس و بارانی است.. نميدانم چرا در قلب من پاييز طوفانی است.. کنار آشيانه تو آشيانه ميکنم/فضای آشيانه را پر از ترانه کسی سوال ميکند بخاطرچه زنده ای؟/و من برای زندگی تو را بهانه ميکنم.. گفتمش دل ميخري پرسيد چند؟ گفتمش دل مال تو تنها بخند خنده كرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز امدم او رفته بود دل ز دستش روي خاك افتاده بود رد پايش روي دل جا مانده بود... چترها را بايد بست/زیر باران بايد رفت/فکر را خاطره را زير باران باید برد.... با همه مردم شهر زير باران بايد رفت/دوست را زير باران بايد برد.... عشق را زير باران بايد جست.... زير باران بايد بازی کرد/زير باران بايد حرف زد نيلوفر کاشت.... زندگی تر شدن پی در پی/زندگی آب تنی کردن در حوضچه ی"اکنون" است.... رخت ها را بکنيم/آب در يک قدمی است....
گرمی نگات/مهربونيات/هرگز از يادم نمیره قلب عاشقم از نبودنت/ داره رنگه غم ميگیره کاش ميشد يه روزی دوباره باز/با تو بودن رو ببينم زندگيم رو زير پات ميريزم/بيا تو بهترينم به عشق تو از همه کس/از همه کس بريدم توی هيچ کجای دنيا /مثه تورو نديدم نذار چشمام به غم بشينه /با رفتنت دوباره بيا که از تو جون ميگيرم/با يه اشاره دليل زنده بودنم تويی/فقط تو هستی رفتی و بی بهونه آيينه ات رو شکستی تويی برام عشق و زندگی/فقط خدا ميدونه دلم ميخواد ببينمت دوباره عاشقونه تو بارونی ترين ابری/من از پاييز لبریزم.... چه معصومانه ميباری/ چه مظلومانه ميريزم.... می دونستی اشک گاهی از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسی می تونی هدیه کنی... اما اشک رو فقط برای کسی میریزی که نمیخوای از دستش بدی... چرا غم ها نمیدانند/که من غمگین ترین غمگین شهرم.... بیا ای دوست با من باش/که من تنهاترین تنهای این شهرم....
عشق بین دو نفر این نیست که هر دو زیر باران خیس شوند.... عشق آن است که یکی چتر شود برای دیگر... ودیگری هیچگاه نفهمد که چرا خیس نشود.... خدایا.... اینجای زندگی خیلی دلم گرفته..یا بزن بره جلو...یا خیلی برگردون عقب... اگر به سویت این چنین دویده ام/به عشق عاشقم"نه به وصال تو.... در این شبان بی فروغ من/خیال عشق بهتر از خیال تو.... باختن بردن چه فرقی داشت من نشناختم.... تا کدامین رویش افتد سکه ای انداختم.... برنشاندم بر کمانم شاخه ای گل جای تیر.... آرشی از خویش آرش تر از آرش ساختم.... از چه میجنگی تو با من/من که همچون گردباد.... یک قدم دورتر از توتا میتاختی میتاختم.... از سرافرازیم بس بود اینکه فهم کس نشد.... من چه ها را بردم آخر من چه ها را باختم.... بر تو چون ساحل آغوش گشودم/بردلم بود که دلدار تو باشم وای بر من که ندانستم از اول/روزی آید که دل آزار تو باشم "فروغ فرخزاد" او شراب بوسه می خواهد زمن/من چه گویم قلب پر امید را؟ او به فکر لذت و غافل که من/طالبم آن لذت جاوید را "فروغ فرخزاد" بیا با من مدارا کن که مجنونم و مستم ************************ اگر از عاشقی پرسی بدان دلتنگ آن هستم بیا از غم شکایت کن که من همدرد تو هستم ************************ اگر از حال من پرسی بدان نازک دل و خسته ام بیا از درد حکایت کن که من محتاج آن هستم ************************ اگر از زخم دل پرسی بدان مرهم بر آن بستم ای که به یادت در آتش غم می سوزم/یاد من کن که به یادت همه شب می سوزم.... تا چند نظر به روی مهتاب کنم/خود را به هوای دیدنت آب کنم...................یک قطعه ی عکس خود برایم بفرست/تا در دل بی قرار خود قاب کنم فدای ناز عشقت ناز دانه..که عشقت کنج دل زد آشیانه/به یاد سوزش مجنون زلیلی..به یادت سوختم در این زمانه در حسرت موجم..باران کفافم نیست/درمان درد من.. بارانء نم نم نیست تو اگر باز کنی پنجره ای سوی دلت/میتوان گفت که من چلچله ی باغ توام.. مثل یک پوپک سرمازده در بارش برف/سخت محتاج به گرمای توام. چه شد ای پنجره ی عشق چرا بسته شدی/شاید از هم نفسی با دل ما خسته شدی..... چشم بسته از فرسنگ ها می شناسمت...این تلاشت برای گم شدن مرا میخنداند... اگر غرور نبود... چشم هایمان به جای لب هایمان سخن نمی گفتند وما کلام محبت را در میان نگاه های گه گاهمان جستجو نمیکردیم.. اگر شکستن قلب و غرور......صدا داشت/عاشقان......سکوت شب را ویران میکردند اگه خوابت اومد بیا توی چشمم بخواب...اگه اشکم نذاشت بیا توی قلبم بخواب... اگه صدای تپش قلبم نذاشت...من میمیرم تو سیر بخواب... توی دفتر نقاشی هام رنگ چشاتو کم دارم...... بی معرفت نگام بکن فقط نگاتو کم دارم........ ![]() ![]() |